بهار زندگی
و خداوند بر من منت نهاد و من مادر شدم... 
قالب وبلاگ

 دخترکم

مهربونم

عشقم...

با بهترین آرزوها بهترین ها رو برات از خدا میخوام.

امیدوارم در زندگی سالم سلامت مهربون موفق و خوشبخت باشی. و من و بابایی هم خدا اینقدر به ما طول عمر عنایت کنه تا باشیم و سرانجام و خوشیختیت رو ببینیم.

 

الهی آمین

 

***عکسها بعدا اضافه میشه!

[ 15 / 10 / 1393 ] [ 1:47 ] [ مادر ]

روز دوشنبه 

17 شهریور 1393

خواهر کوچولوی ثمینا جون به دنیا اومد

اسمش روشنا جونه و ثمینا جون خیلی خیلی دوستش داره.

متاسفانه الان نمیتونم عکسشونو بزارم. باید حجمش کم بشه تا آپلود بشه. 

 

 

ثمینا جونم ببخشید که با تاخیر سه ماهه برات پست نوشتمقلب

[ 15 / 9 / 1393 ] [ 16:33 ] [ مادر ]

سلام گلگلکم

با تاخیر سال 1393 رو بهت تبریک میگم. 

امیدوارم همونطور که پیشاپیشش برامون خوب بود تا آخر پر از خیر و خوبی و برکت باشه. 

[ 10 / 1 / 1393 ] [ 15:35 ] [ مادر ]

تولد سه سالگی دخترم روز یکشنبه 15 دی ماه برگزار شد.

البته چون نمیخواستیم مهمونامون تو زحمت بیافتن به کسی نگفتیم تولده و یه مهمونی دور همی بود.

دخترکم حسابی بهش خوش گذشت و شادی کرد.

عزیزم همیشه شاد باش     

                           

 

                   

 

 

 

 

 

 

 

کیک ها و کاپ کیک ها کار خودمه که به عشق دخترکم درست کردم.

                                                   

[ 21 / 10 / 1392 ] [ 21:42 ] [ مادر ]

سلام

با تاخیر زیاد عکسهای سفرمون به رودسر و رامسر رو میزارم.

خرداد ماه همراه پدرجون و مادرجون به این سفر رفتیم و واقعا خیلی خوش گذشت. ثمینا جون هم حسابی خوش گذروند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ 10 / 7 / 1392 ] [ 13:25 ] [ مادر ]

دختر عزیزم کم کم به پایان سه سالگی خودش نزدیک میشه. این روزها دخترکم داره به خود باوری میرسه و طلب استقلال شخصیت داره.

دخترکم گاهی رو با شیرین زبونی میگذرونه و محبت های خالصانه ش رو نثارم میکنه و گاهی هم مصممه تا بزرگ شدنش رو به رخ بکشه.

خیلی سخته که بخوای هم به خواسته های خانوم کوچولو توجه کنی و هم بخوای قانعش کنی که مثلا فلان کارش منطقی نیست و نباید انجام بده. اونم با وجود مادر کم حوصله ای مثل من. البته تمام سعیم رو میکنم که تا اونجا که امکانش هست به خواسته ها و نظراتش احترام بزارم. دخترم این روزها مشغول ساختن شخصیت آینده شه!

 

عزیزکم,

ثمینای عزیز و مهربانم, چقدر تلاش میکنم تا برابر خواسته هات منعطف باشم و به همان اندازه چقدر ناتوانم!

شاید مهمترین دلیلش تنها بودنت باشه. هم در خانه و هم در جمع فامیل. کوچولوهای تازه به دنیا آمده ی ما هنوز برای بازی با تو کوچکند و تو... 

                                             تو همچون پیچکی سبز و زیبا در تلاش برای تعالی و رشد جسمی و شخصیتی.

عشق کوچک من...

فقط بدان در تمام لحظه های تنهایی و در تمام لحظه هایی که غرق در دنیای پاک کودکی خود هستی من

منی که مرا مادر می نامی 

سرمست از این افتخار و موهبت الهی, به خود قول میدهم و با خود عهد میبندم تمام تلاشم و تمام همتم برای کمک به تکامل شخصیتت باشد.

دوست دارم در این دنیای رنگ به رنگ هزار رنگ و پر نیرنگ , محکم و مقاوم و مهربان و جسور و پر تلاش باشی.

ثمینای من,

همچون نامت برایم گرانبها تر از هرچیزی. ببخش بر من کم کاستی اگر هست. چون محبت و مهربانیت دریایی بی پایان است.

بی اندازه دوستت دارم

[ 20 / 6 / 1392 ] [ 0:50 ] [ مادر ]

     

 

    

 

    

 

     

 

     

 

     

 

     

 

 

 

[ 6 / 3 / 1392 ] [ 9:58 ] [ مادر ]

عکس برچسبهایی که ثمینا جون بابت دستشویی رفتن جایزه گرفته

     

[ 6 / 3 / 1392 ] [ 9:53 ] [ مادر ]

خدا حافظ ممه شیشه...

سخته... ولی دخترم تلاشش رو میکنه.تا امروز که موفق شده.

 

عکسها به زودی...

[ 22 / 2 / 1392 ] [ 9:16 ] [ مادر ]

خدا حافظ پوشک!

[ 11 / 2 / 1392 ] [ 13:17 ] [ مادر ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

ثمینا جان (فاطمه زهرا) صبح روز چهار شنبه 15 دی ماه قدم به این دنیا گذاشت و زندگی ما رو زیبا کرد
امکانات وب